![]() |
![]() |
|
|
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میوفتی بر می گرده و با عجله می یاد سمتت بدون براش عزیزی اگه یکی رو دیدی وقتی داری می خندی بر می گرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی اگه یکی رو دیدی وقتی داری گریه می کنی بر می گرده و میاد باهات اشک می ریزه بدون دوست داره اگه یکی رو دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته اگه یکی رو دیدی وقتی داری ترکش می کنی برات فقط سکوت می کنه بدون دیوونته اگه یکی رو دیدی که ازنبودنت داغون شده بدون براش همه چی بودی اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون بدونه تو می میره اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون بدون تو مرده اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده... اگه دیدی هنفر با همه زمونه به خاطر تو جنگید بدون فقط عشقش توئی منبع:http://www.fereshteamazbehesht.persianblog.com |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم تیر 1384ساعت 17:17 توسط ali |
|
|
سلام يه روز اين وبلاگ رو را انداختم يه روز هم بايد تعطيلش کرد شايد اون روز رسيده باشه يه روز يکی بود که حتی به خاطره اونم که شده می نوشتم اما اون يه نفر ديگه نيستش خوب ديگه روزگاره نميشه کاريش کرد يه روز يکی مياد و دلتو بر ميداره و ميره که ميره اين شعر هم برای پايان کار ميزارم از شعرای خودمه نميدونم هر موقع که دلم ميگرفت اينو ميخوندم بغض سنگينی گلومو ميگرفت اما نميدونم چرا نتونستم يه ذره اشک بريزم که کمی آروم بشم خوب ديگه زياد حرف زدم اينم شعر ستاره خاکی دل شکسته من بال و پری بگيرو بيا بريم از اينجا از غربت آشنا بيا بريم آسمون بريم توي کهکشون بريم پيش ستاره ستاره بيقراره ميگه که ای آدما ای غريبه آشنا منم يه روز مثل تو تو سينه قلبی داشتم که توش گل سرخ عشق گل رازقی کاشتم يه روز يکی ره گذر از کوچه دل گذشت نميدونم از جفا يا که ز روی وفا بر سينه من نشست شاخه گل رو شکست گفتم که اين شاخه گل هستی اين زمين اونو کجا ميبری آخه بی عشق ميميره گفتش که فصل خزون نزديکه و ميميره بايد بره به بهار بره به ديار يار اگه غريب بمونه بی يارو کس بمونه اون پاييزه دل فريب مياد پيشش ميمونه خودتو هستی تو ماله خودش ميکنه يه روز ميزاره ميره اينه رسم زمونه بارون غم ميباره آسمون اشک باره بر تن زخمي گل مرهم غم ميزاره ميگه که ناله بزن ديگه کسی نمونده توي شهر بی کسی کسی جز غم نمونده برو بشو ره گذر از ره آسمونا برس به پيشه خدا اونور کهکشونا بگو با ناله دل عاشق شدم خدايا آخه عاشقی جرم تو اين دور و زمونه به غيره تو دل بستن شده کفره زمونه ميگن که عشق شما از رو هوس ميگذره مثل صدای پاها از دالن قلب ما با يک صداي تق تق ميشکنه و ميبره بگو آخه خدايا عشق منم هوس بود نميدونم خدايا که اين چيه گذاشتی بر در سينه ما صداي پا گذاشتی ديگه نميرم زمين بذار پيشت بمونم که تو سياهي شب با غم دل بخونم عشق زمينی عشقه از عشق تو سرشته از عشق اين زمينی به آسمون رسيدم که من خدای عشق تو کهکشونا ديدم شاید یه روز برگشتم... به یاد قدیما پایان. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 1:57 توسط ali |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
خانواده سبز گوگل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
ali نسترن |
| پیوندها |
|
گل مرداب دانلود بهترین موزیک های ایرانی هیچ چیز ساحل مواج شاهزاده قصه ها تنها ترین اون یکی تنها ترین تو بیا فانوس شبهایم Dark angle نگاه عشق |
|
RSS
|