تبليغاتX
عشق سرد

عشق سرد

 

 

عشق هرگز نمیمیرد...

وقتی که کوچولو بودم همیشه وقتی این کلمه رومی دیدم

عشق هرگز نمیمیرد

با خودم می گفتم یعنی چی؟

عشق چیه!!

از داداشم که بزرگتر بود می پرسیدم این یعنی چی...

یه نگاهی به من می کرد و می خندید...

بعداً می فهمی می گفت حالا برات زود ...

یه روز دیدم رو دیوار این قطعه رو هم زده کنار اون یکی

زیبا رویان بی وفایند؟!

این دفعه بدون اینکه ازش بپرسم خودم کمی فکر کردم

ایندفعه نمی دونستم وفا یعنی چی ...

با خودم گفتم خوب حتماً برام زود بعدا می فهمم...

سالها گذشت علی کوچولو کمی معنی اینا رو فهمید

یادمه اولین بار که با یه دختر دوست شدم دنبال فهمیدن اون دو جمله می گشتم

نمی دونم چرا هرچی می گشتم انگار ازش دور می شدم

ولی دیدم هیچ احساسی به اون دختر انگار نداشتم

گذشت تا با یکی دیگه دوست شدم وباز هم همون داستان از ما گشتن و پیدا نکردن

یادمه برای اولین باری که قصه لیلی و مجنون رو شنیدم فکر کردم با هم دوست بودن

 ونتونستن با هم عروسی کنند خلاصه کلی فکر دیگه  و بازهم نفهمیدم اون دو جمله

 یعنی چی تا گذشت و گذشت تا یه روز

با یه دختری آشنا شدم

یادمه وقتی اولین قرای که گذاشتیمو دیدمش آره زمستون بود

وقتی که از دوستاش جدا شد اومد طرف من باور کنید یه لحظه انگار از این دنیا خارج

شدم فقط اونو دیدم وصداشو شنیدم

اصلاً یادم نمیره چه طور اومد طرف من انگار خیلی ساله که میشناسمش

بعد از اون قرار داشتم می رفتم مشهد همش تو راه به اون احساس و اون خانوم

 کوچولو فکر می کردم چرا اینطوری شدم

اصلاً انگار با همه اون دخترا فرق می کرد یه احساس خاصی بهش داشتم

باورتون نمیشه خیلی خیلی دوستش داشتم یه لحظه فکرش از سرم نمی رفت

تو خیابون به هیچ کس نمی تونستم نگاه کنم

حتی نمی تونستم نسبت بهش یه ذره فکر بد کنم

بالاخره معنی عشق و فهمیدم ولی عشق هرگز نمیمیرد و زیبا رویان بی وفایند رو نه

تا گذشت و گذشت که یه روز مثلاْ بهاری

نمی دونم چی شد خانوم کوچولو من گذاشت و رفت

 که البته این خودش داستان داره

وقتی فهمیدم که دیگه ندارمش اولش بغض گلوم رو گرفت

با خودم گفتم چته اینم مثل بقیه اون دوستیها بوده حالا تو یه احساسی داشتی

روزا می گذشت اما نمی دونم چرا نمی تونستم فراموشش کنم

خلاصه سرتونو درد نیارم فهمیدم عشق هرگز نمیمیرد یعنی چی

خانوم کوچولو تو چشم من از هر کسی قشنگ تر بود

وقتی گذاشتو رفت فهمیدم آره زیبا رویان بی وفایند

خلاصه اینکه فهمیدم چرا هنوز دوستش دارم

 و دوست داشتن هم دست خود آدم نیست که روز بخواد کسی رو دوست داشته

 باشه و یه روز نخواد

آره خانوم کوچولو هنوز دوستت دارم


شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1384 |

 

حرف دل...

تو دلم یه دنیا حرفه

که می خوام بگم براتون

تو بگو به من کجائی

تا ببوسم خاک پاتون

آقا جون دلم گرفته

مثل آسمون پائیز

می دونم مرغ دل من

دوباره کرده هواتون

با خودم یه نذری کردم

که اگه تو رو ببینم

با همون نگاه اول

جونمو بدم براتون

گل زهرا گل زهرا

گل زهرا گل زهرا

چه خوبه خونه قلبم

بشه جای تو همیشه

حک کنی تو صفحه دل

نقش روی دلرباتون

چی میشه یه بار شبونه

رد شی از کوچه قلبم

روی ماهت رو ببینم

یا که بشنوم صداتون

ما رو هم یه نیمه شب

تو نماز شب دعا کن

تا صبا برام بیاره

صدا و سوز دعاتون

بیا تا برات بمیرم

که به عشق تو اسیرم

الهی به جون بگیرم

همه درد و بلاتون

بیا تا دورت بگردم

حالا که اسیر دردم

بیا ای یوسف زهرا

ببوسم شال عزاتون

گفتی پر ز خون میشه چشمات

از غم داغ شقایق

الهی که من بمیرم

نبینم خون چشاتون

آره سه شنبه شده بود دلم بد جوری هوائی شده بود

پا شدم رفتم جمکران خیلی با صفا بود

همه این حرفا رو به آقا زدم

گفتم آقا جون

خسته خسته خسته ام من آقا از اهل زمونه

قصه این دل زارو کسی جز تو نمی دونه

آقا هرکه می رسه می یاد دلمو میشکنه و میره آخه آقا جون کجائی آخه کی میای

می دونید اگه آقا بیاد تقاص همه دل های شکسته رو می گیره

قوربون چشات آقا

خال رو لبات

میمیرم برات

تقدیم به بهترین بهتریتهای دنیا...

علی کوچولو...


شنبه هفدهم اردیبهشت 1384 |

 

نويسندگان

ali

نسترن